محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1006

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

[ اخبار بنو العبّاس و ابتداى كار ايشان ] و اين اخبار بنو العبّاس محمّد بن جرير اندر اين كتاب پراگنده گفته بود ، ما از ديگر جاى تمامتر ياد كرديم و به هم آورديم . و جمله آن است كز ولد عبّاس نخستين كسى محمّد بن على بن عبد الله بن العبّاس بود كه دعوت كرد به خويشتن . و اندر سال صد و سيزده بود كه داعيان را به هر جاى بفرستاد به ايام هشام عبد الملك . و داعيان را گفت : ما را از پنهان دعوت كنيد . و اصل دعوتش آن بود كه هر كه بيعت كردى ، او را گفتندى از بيعت هشام و بنى مروان و همه بنى اميّه بيزارى ، و محمّد بن على را به امام دارى . و زكات و صدقه بدان امام دهى كه خليفت او است بدين شهر تا او به درويشان اين مذهب دهد بدين شهر . و هر كه پيش آيد نگاه دارد تا آن وقت كه بيرون آيد . و چون او بيرون آيد ، پيش او حرب كنيد با دشمن او . و اگر او بميرد يا كشته شود پيش خليفت او كه امامت از پس او وى را بود . و تا وقت بيرون آمدن نبود ، اين حديث پنهان داريد و پيش كس نگوييد مگر با آن كسى كه بر مذهب تو بود و با تو اندر اين بيعت بود . و محمّد بن على به مكّه بود ، و همه ولد عباس به مكّه بودند زيرا كه عبّاس را ضياع بود به مكّه . و عبد الله بن العبّاس به مكّه بوده بود . و اين محمّد بن على هم